فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تبخیر شدن

tabxir šodan

verdampfen فعل

فعل

  • تبخیر شدنtabxir šodanتَبخیر شُدَن(evaporate)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بخار شدنبُخار شُدَنتأییدنشده

دستور زبانِ verdampfen

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈdamp͡fn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • verdampftparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verdampfendمعلوم، participle، حال
  • verdampftparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verdampfمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verdampfeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verdampftمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verdampfeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verdampfeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verdampfstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verdampfestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verdampftمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verdampfeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verdampftمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verdampfetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verdampfteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verdampfteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verdampftestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verdampftestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verdampfteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verdampfteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verdampftenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verdampftenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verdampftetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verdampftetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verdampftenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verdampftenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها