مظنون
verdächtigt
۱Sie wurde der Spionage verdächtigt.
او به جاسوسی مظنون بود.
نوع واژه نامشخص
- مظنون
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- به اتهام
مثالها
۱Sie wurde der Spionage verdächtigt.
او به جاسوسی مظنون بود.
۲Verdächtigt ihr mich?
آیا به من مظنونید؟
۳sie werden von X verdächtigt
آنها از فلان انگ اتهام می خورند