رفتن به محتواآب کروم دادن
تأییدنشده
verchromen فعل
فعل
- آب کروم دادنآبِ کروم دادَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- آب کروم کاری کردنآبِ کروم کاری کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ verchromen
فعل
- تلفظ
- [fɛɐ̯ˈkʁoːmən]
همهٔ صورتها
- verchromtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- verchromendمعلوم، participle، حال
- verchromtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- verchromمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verchromeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verchromtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- verchromمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- verchromeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- verchromeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verchromstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- verchromestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verchromtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- verchromeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- verchromtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- verchrometمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- verchromteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- verchromteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verchromtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- verchromtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verchromteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- verchromteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- verchromtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- verchromtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- verchromtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- verchromtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- verchromtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- verchromtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها