فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

آب کروم دادن

تأییدنشده

verchromen فعل

فعل

  • آب کروم دادنآبِ کروم دادَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • آب کروم کاری کردنآبِ کروم کاری کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ verchromen

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈkʁoːmən]
همهٔ صورت‌ها
  • verchromtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verchromendمعلوم، participle، حال
  • verchromtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verchromمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verchromeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verchromtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verchromمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verchromeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verchromeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verchromstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verchromestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verchromtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verchromeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verchromtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verchrometمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verchromteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verchromteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verchromtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verchromtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verchromteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verchromteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verchromtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verchromtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verchromtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verchromtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verchromtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verchromtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها