فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پهن شدن

تأییدنشده

verbreitern فعل

فعل

  • پهن شدنپَهن شُدَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تعریض شدنتَعَریض شُدَنتأییدنشده
  • گشاد شدنگُشاد شُدَنتأییدنشده

دستور زبانِ verbreitern

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈbʁaɪ̯tɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • verbreitertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verbreiterndمعلوم، participle، حال
  • verbreitertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verbreiterمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verbreitereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verbreitreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verbreitertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verbreiterمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verbreitereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verbreitreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verbreitereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verbreitreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verbreiterstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verbreiterstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verbreitertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verbreitereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verbreitreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verbreitertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verbreitertمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verbreiterteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verbreiterteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verbreitertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verbreitertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verbreiterteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verbreiterteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verbreitertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verbreitertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verbreitertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verbreitertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verbreitertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verbreitertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

die Strasse wird verbreitert

جاده تعریض می شود

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها