فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

قائم بودن

تأییدنشده

verborgen sein عبارت

عبارت

  • قائم بودنقائم بودَن(verbergen)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • متواری بودنمُتَواری بودَن(verbergen)تأییدنشده
  • مکنون بودنمَکنون بودَن(verbergen)تأییدنشده
  • نهان بودننهان بودَن(verbergen)تأییدنشده
  • نهفته بودننِهُفته بودَن(verbergen)تأییدنشده
  • پنهان بودنپنهان بودَن(verbergen)تأییدنشده

دستور زبانِ verborgen sein

عبارت

منابع و ارجاع‌ها