رفتن به محتوااز شدت خونریزی مردن
تأییدنشده
verbluten فعل
فعل
- از شدت خونریزی مردناز شِدَتِ خونریزی مُردنتأییدنشده
دستور زبانِ verbluten
فعل
- تلفظ
- [fɛɐ̯ˈbluːtn̩]
همهٔ صورتها
- verblutetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- verblutendمعلوم، participle، حال
- verblutetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- verbluteمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verblutمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verblutetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- verbluteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- verbluteمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verblutestمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- verblutestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verblutetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- verbluteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- verblutetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- verblutetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- verbluteteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- verbluteteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verblutetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- verblutetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verbluteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- verbluteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- verblutetenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- verblutetenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- verblutetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- verblutetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- verblutetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- verblutetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها