فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

از شدت خونریزی مردن

تأییدنشده

verbluten فعل

فعل

  • از شدت خونریزی مردناز شِدَتِ خونریزی مُردنتأییدنشده

دستور زبانِ verbluten

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈbluːtn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • verblutetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verblutendمعلوم، participle، حال
  • verblutetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verbluteمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verblutمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verblutetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verbluteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verbluteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verblutestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verblutestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verblutetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verbluteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verblutetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verblutetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verbluteteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verbluteteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verblutetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verblutetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verbluteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verbluteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verblutetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verblutetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verblutetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verblutetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verblutetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verblutetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها