رفتن به محتواروکش کردن
تأییدنشده
verblenden فعل
فعل
- روکش کردنروکِش کَردَن(z.B. Gebäude)تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- پوشانیدنپوشانیدَن(z.B. Gebäude)تأییدنشده
دستور زبانِ verblenden
فعل
- تلفظ
- [fɛɐ̯ˈblɛndn̩]
همهٔ صورتها
- verblendetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- verblendendمعلوم، participle، حال
- verblendetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- verblendeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verblendمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verblendetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- verblendeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- verblendeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verblendestمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- verblendestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verblendetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- verblendeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- verblendetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- verblendetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- verblendeteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- verblendeteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verblendetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- verblendetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verblendeteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- verblendeteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- verblendetenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- verblendetenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- verblendetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- verblendetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- verblendetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- verblendetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها