فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سرخورده

تأییدنشده

verbittert صفت

صفت

  • سرخوردهسَرخوردهتأییدنشده

دستور زبانِ verbittert

صفت

تلفظ
[fɛɐ̯ˈbɪtɐt]
همهٔ صورت‌ها
  • verbitterterصفت تفضیلی
  • am verbittertstenصفت عالی
  • verbitterterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verbitterteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verbittertesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verbitterteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verbittertenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verbitterterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verbittertenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verbitterterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verbittertemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verbitterterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verbittertemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verbittertenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verbittertenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verbitterteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verbittertesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verbitterteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verbitterteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verbitterteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verbitterteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verbittertenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verbittertenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verbittertenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verbittertenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verbittertenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verbittertenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verbittertenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verbittertenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verbittertenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verbittertenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verbitterteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verbitterteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verbittertenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verbitterterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • verbitterteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • verbittertesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • verbittertenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • verbittertenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verbittertenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verbittertenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • verbittertenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • verbittertenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verbittertenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verbittertenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • verbittertenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • verbittertenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verbitterteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verbittertesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • verbittertenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • verbittertererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • verbittertereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • verbitterteresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • verbittertereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • verbitterterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • verbittertererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • verbitterterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • verbittertererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • verbitterteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • verbittertererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • verbitterteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • verbitterterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • verbitterterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • verbittertereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • verbitterteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • verbittertereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • verbittertereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • verbittertereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • verbittertereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • verbitterterenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • verbitterterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • verbitterterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • verbitterterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • verbitterterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • verbitterterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • verbitterterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • verbitterterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • verbitterterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • verbitterterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • verbittertereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • verbittertereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • verbitterterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • verbittertererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • verbittertereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • verbitterteresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • verbitterterenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • verbitterterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • verbitterterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • verbitterterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • verbitterterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • verbitterterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • verbitterterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • verbitterterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • verbitterterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • verbitterterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • verbittertereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • verbitterteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • verbitterterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • verbittertsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verbittertsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verbittertstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verbittertsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • verbittertstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verbittertsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verbittertstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verbittertsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • verbittertstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verbittertsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verbittertstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verbittertstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • verbittertstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verbittertsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verbittertstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verbittertsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • verbittertsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verbittertsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verbittertsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verbittertstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verbittertstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verbittertstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verbittertstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verbittertstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verbittertstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verbittertstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verbittertstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verbittertstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verbittertstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verbittertsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verbittertsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verbittertstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verbittertsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • verbittertsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • verbittertstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • verbittertstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • verbittertstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • verbittertstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • verbittertstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • verbittertstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • verbittertstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • verbittertstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • verbittertstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • verbittertstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • verbittertstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • verbittertsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • verbittertstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • verbittertstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
منابع و ارجاع‌ها