فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خم کردن

تأییدنشده

verbiegen فعل

فعل

  • خم کردنخَم کَردَن(to bend a thing)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • خماندن(to bend a thing)تأییدنشده

دستور زبانِ verbiegen

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈbiːɡn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • verbogenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verbiegendمعلوم، participle، حال
  • verbogenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verbiegمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verbiegeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verbiegtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verbiegeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verbiegeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verbiegstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verbiegestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verbiegtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verbiegeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verbiegtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verbiegetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verbogمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verbögeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verbogstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verbögestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verbögstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verbogمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verbögeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verbogenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verbögenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verbogtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verbögetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verbögtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verbogenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verbögenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها