فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بهبود دادن

verbessern فعل

فعل

  • بهبود دادن(to make something better)
  • بهبود بخشیدنbehbud baxšidanبِهبود بَخشیدَن[beɦ.búːd̪̥ bæx.ʃiː.d̪ǽn](improve)reflexive
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • اصلاح کردنeslâh kardanاِصلاح کَردَن[ʔes.lɒ́ːʰ kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده
  • بهبود یافتنتأییدنشده
  • دستکاری کردندَستکاری کَردَنتأییدنشده
  • بهتر کردنبِهتَر کَردَنتأییدنشده
  • صحیح کردنصَحیح کَردَنتأییدنشده
  • افزودنafzudanاَفزودَن[ʔæf.zuː.d̪ǽn](improve something by adding features)تأییدنشده
  • بهبودبِهبودتأییدنشده
  • بهبودیبِهبودی(to improve)تأییدنشده
  • اضافه کردنezâfe kardanاِضافه کَردَن[ʔe.zɒː.fé kʰʲæɹ.d̪ǽn](improve something by adding features)تأییدنشده
  • بهبودن(to improve)تأییدنشده

دستور زبانِ verbessern

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈbɛsɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • verbessertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verbesserndمعلوم، participle، حال
  • verbessertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verbesserمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verbessereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verbessreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verbessertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verbesserمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verbessereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verbessreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verbessereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verbessreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verbesserstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verbesserstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verbessertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verbessereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verbessreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verbessertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verbessertمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verbesserteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verbesserteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verbessertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verbessertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verbesserteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verbesserteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verbessertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verbessertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verbessertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verbessertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verbessertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verbessertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Korrektoren verbessern die Qualität unserer Sätze erheblich.

ویرایشگران کیفیت جملاتمان را به طور قابل توجهی بهبود می‌دهند.

Ein schlechtes Mehl wird kein Gewürz verbessern.

هیچ ادویه‌ای یک آرد بد را بهتر نمی‌کند.

Du kannst deine Leistung verbessern.

تو می‌توانی عملکردت را بهتر کنی.

Den Stil verbessern, das heißt den Gedanken verbessern.

بهتر کردن سکوت یعنی بهتر کردن افکار.

Ändern ist nicht verbessern.

تغییر دادن بهبود بخشیدن نیست.

Nach diesem Vorfall verbesserte sich meine Meinung über ihn.

پس از این اتفاق نظر خود را دربارهٔ او اصلاح کردم.

die Lage verbessert sich

وضع بهبود می یابد

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: carlosalberto (de #11778969), cojiluc (fa #12966108), tatoeba.org
  2. ۲: al_ex_an_der (de #2808397), cojiluc (fa #7581630), tatoeba.org
  3. ۳: Espi (de #1610942), cojiluc (fa #7447408), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #2717242), cojiluc (fa #9869509), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #2114638), cojiluc (fa #8229933), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #644462), cojiluc (fa #7289205), tatoeba.org
  7. ۷: farhang von ckh
منابع و مجوزها