رفتن به محتوافعل
- تبعید کردنتَبعید کَردَن(jemanden mit einem Bann belegen, jemand eines Gebiets verweisen)
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- اجازه دخالت ندادن(jemanden mit einem Bann belegen, jemand eines Gebiets verweisen)تأییدنشده
دستور زبانِ verbannen
فعل
- تلفظ
- [fɛɐ̯ˈbanən]
همهٔ صورتها
- verbanntparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- verbannendمعلوم، participle، حال
- verbanntparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- verbannمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verbanneمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verbanntمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- verbannمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- verbanneمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- verbanneمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verbannstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- verbannestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verbanntمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- verbanneمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- verbanntمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- verbannetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- verbannteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- verbannteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verbanntestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- verbanntestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verbannteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- verbannteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- verbanntenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- verbanntenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- verbanntetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- verbanntetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- verbanntenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- verbanntenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها