فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تبعید کردن

verbannen فعل

فعل

  • تبعید کردنتَبعید کَردَن(jemanden mit einem Bann belegen, jemand eines Gebiets verweisen)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • اجازه دخالت ندادن(jemanden mit einem Bann belegen, jemand eines Gebiets verweisen)تأییدنشده

دستور زبانِ verbannen

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈbanən]
همهٔ صورت‌ها
  • verbanntparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verbannendمعلوم، participle، حال
  • verbanntparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verbannمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verbanneمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verbanntمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verbannمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verbanneمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verbanneمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verbannstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verbannestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verbanntمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verbanneمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verbanntمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verbannetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verbannteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verbannteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verbanntestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verbanntestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verbannteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verbannteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verbanntenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verbanntenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verbanntetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verbanntetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verbanntenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verbanntenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها