رفتن به محتوالنگر انداختن
تأییدنشده
verankern فعل
فعل
- لنگر انداختنلَنگَر اَنداختَنتأییدنشده
دستور زبانِ verankern
فعل
- تلفظ
- [fɛɐ̯ˈʔaŋkɐn]
همهٔ صورتها
- verankertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- verankerndمعلوم، participle، حال
- verankertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- verankerمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verankereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verankreمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verankertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- verankerمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- verankereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- verankreمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- verankereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verankreمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verankerstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- verankerstمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verankertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- verankereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- verankreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- verankertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- verankertمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- verankerteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- verankerteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verankertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- verankertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verankerteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- verankerteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- verankertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- verankertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- verankertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- verankertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- verankertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- verankertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها