فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

لنگر انداختن

تأییدنشده

verankern فعل

فعل

  • لنگر انداختنلَنگَر اَنداختَنتأییدنشده

دستور زبانِ verankern

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈʔaŋkɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • verankertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verankerndمعلوم، participle، حال
  • verankertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verankerمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verankereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verankreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verankertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verankerمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verankereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verankreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verankereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verankreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verankerstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verankerstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verankertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verankereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verankreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verankertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verankertمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verankerteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verankerteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verankertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verankertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verankerteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verankerteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verankertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verankertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verankertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verankertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verankertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verankertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها