فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تحقیر کردن

تأییدنشده

verachten فعل

فعل

  • تحقیر کردنتَحقیر کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • خوار شمردن(to regard with contempt or scorn)تأییدنشده

دستور زبانِ verachten

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈʔaxtn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • verachtetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verachtenمعلوم، مصدر، حال
  • verachtendمعلوم، participle، حال
  • verachtetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verachteمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verachtمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verachtetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verachteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verachteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verachtestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verachtestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verachtetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verachteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verachtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • verachtenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • verachtetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verachtetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verachtenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • verachtenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verachteteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verachteteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verachtetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verachtetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verachteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verachteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verachtetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verachtetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verachtetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verachtetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verachtetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verachtetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Ich verachte Sie.

من از شما نفرت دارم

andere verachten und selbst nichts haben

به همه چیز تف می اندازد اما زیر پایش هم خالی است

Verachte den Geringen nicht

میازار موری که دانه کش است که جان دارد و جان شیران خوش است

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: kutschektar (de #8107759), jafar_atayee (fa #510666), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
منابع و مجوزها