فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ارزیابیدن

تأییدنشده

validieren فعل

فعل

  • ارزیابیدن(to check the validity of)تأییدنشده

دستور زبانِ validieren

فعل

تلفظ
[valiˈdiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • validiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • validierendمعلوم، participle، حال
  • validiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • validierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • validiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • validiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • validiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • validiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • validierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • validierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • validiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • validiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • validiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • validieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • validierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • validierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • validiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • validiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • validierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • validierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • validiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • validiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • validiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • validiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • validiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • validiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها