فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خنده‌دار

تأییدنشده

xande-dâr

urkomisch صفت

صفت

  • خنده‌دارxande-dârخَنده دار(very funny; causing great merriment and laughter)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مضحکmozhekمُضحِک[moz.hekʰʲ](very funny; causing great merriment and laughter)تأییدنشده

دستور زبانِ urkomisch

صفت

تلفظ
[ˈuːɐ̯ˌkoːmɪʃ]
همهٔ صورت‌ها
  • urkomischerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • urkomischeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • urkomischesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • urkomischeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • urkomischenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • urkomischerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • urkomischenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • urkomischerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • urkomischemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • urkomischerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • urkomischemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • urkomischenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • urkomischenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • urkomischeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • urkomischesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • urkomischeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • urkomischeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • urkomischeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • urkomischeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • urkomischenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • urkomischenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • urkomischenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • urkomischenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • urkomischenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • urkomischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • urkomischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • urkomischenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • urkomischenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • urkomischenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • urkomischeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • urkomischeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • urkomischenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • urkomischerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • urkomischeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • urkomischesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • urkomischenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • urkomischenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • urkomischenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • urkomischenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • urkomischenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • urkomischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • urkomischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • urkomischenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • urkomischenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • urkomischenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • urkomischeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • urkomischesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • urkomischenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
منابع و ارجاع‌ها