رفتن به محتوازخمی نشده
تأییدنشده
unverletzt صفت
صفت
- زخمی نشدهزَخمی نَشُدهتأییدنشده
دستور زبانِ unverletzt
صفت
- تلفظ
- [ˈʊnfɛɐ̯ˌlɛt͡st]
همهٔ صورتها
- unverletztصفت مطلق
- unverletzterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- unverletzteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- unverletztesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- unverletzteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- unverletztenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- unverletzterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- unverletztenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- unverletzterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- unverletztemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- unverletzterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- unverletztemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- unverletztenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- unverletztenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- unverletzteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- unverletztesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- unverletzteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- unverletzteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- unverletzteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- unverletzteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- unverletztenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- unverletztenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- unverletztenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- unverletztenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- unverletztenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- unverletztenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- unverletztenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- unverletztenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- unverletztenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- unverletztenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- unverletzteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- unverletzteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- unverletztenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- unverletzterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
- unverletzteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
- unverletztesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
- unverletztenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
- unverletztenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- unverletztenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- unverletztenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
- unverletztenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
- unverletztenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- unverletztenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- unverletztenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
- unverletztenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
- unverletztenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- unverletzteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- unverletztesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
- unverletztenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
منابع و ارجاعها