رفتن به محتواآمیختن
تأییدنشده
âmixtan[ʔɒː.miːx.t̪ʰǽn]
untermischen فعل
فعل
- آمیختنâmixtanآمیختَن[ʔɒː.miːx.t̪ʰǽn](To mix; to intermix; to combine or join)reflexiveتأییدنشده
دستور زبانِ untermischen
فعل
- تلفظ
- [ˈʊntɐˌmɪʃn̩], [ˌʊntɐˈmɪʃn̩]
همهٔ صورتها
- untergemischtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- unterzumischenمعلوم، extended، مصدر، جداشدنی
- untermischendمعلوم، participle، حال، جداشدنی
- untergemischtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی، جداشدنی
- unterzumischendergerundive، participle، جداشدنی
- unterzumischendegerundive، participle، جداشدنی
- misch unterمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد
- mische unterمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد
- mischt unterمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص، جداشدنی
- mische unterمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، جداشدنی، مفرد
- mische unterمعلوم، اولشخص، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- untermischeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
- untermischeمعلوم، اولشخص، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- mischst unterمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد
- mischt unterمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد
- mischest unterمعلوم، main clause، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- untermischstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
- untermischtمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
- untermischestمعلوم، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- mischt unterمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، سومشخص
- mische unterمعلوم، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- untermischtمعلوم، وجه اخباری، حال، جداشدنی، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- untermischeمعلوم، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- mischen unterمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، جداشدنی
- mischen unterمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول
- mischt unterمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص، جداشدنی
- mischet unterمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول
- untermischtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، جداشدنی، subordinate clause
- untermischetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- mischen unterمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، جداشدنی، سومشخص
- mischen unterمعلوم، main clause، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- mischte unterمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد
- mischte unterمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- untermischteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
- untermischteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- mischtest unterمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، جداشدنی، مفرد
- mischtest unterمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- untermischtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
- untermischtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- mischte unterمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، سومشخص
- mischte unterمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- untermischteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- untermischteمعلوم، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- mischten unterمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی
- mischten unterمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم
- untermischtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، subordinate clause
- untermischtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- mischtet unterمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، جداشدنی
- mischtet unterمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم
- untermischtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، جداشدنی، subordinate clause
- untermischtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- mischten unterمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، سومشخص
- mischten unterمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- untermischtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، subordinate clause، سومشخص
- untermischtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- untermischendمعلوم، جدانشدنی، participle، حال
- untermischtجدانشدنی، participle، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- untermischمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، حال، دومشخص، مفرد
- untermischeمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، حال، دومشخص، مفرد
- untermischtمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، جمع، حال، دومشخص
- untermischeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، مفرد
- untermischeمعلوم، اولشخص، جدانشدنی، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- untermischstمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، دومشخص، مفرد
- untermischtمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، دومشخص، مفرد
- untermischestمعلوم، جدانشدنی، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- untermischtمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، مفرد، سومشخص
- untermischeمعلوم، جدانشدنی، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- untermischtمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، جمع، حال، دومشخص
- untermischetمعلوم، جدانشدنی، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- untermischteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد
- untermischteمعلوم، اولشخص، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- untermischtestمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- untermischtestمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- untermischteمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- untermischteمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- untermischtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع
- untermischtenمعلوم، اولشخص، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- untermischtetمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- untermischtetمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- untermischtenمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- untermischtenمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- untermischtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
منابع و ارجاعها