فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

آمیختن

تأییدنشده

âmixtan[ʔɒː.miːx.t̪ʰǽn]

untermischen فعل

فعل

  • آمیختنâmixtanآمیختَن[ʔɒː.miːx.t̪ʰǽn](To mix; to intermix; to combine or join)reflexiveتأییدنشده

دستور زبانِ untermischen

فعل

تلفظ
[ˈʊntɐˌmɪʃn̩], [ˌʊntɐˈmɪʃn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • untergemischtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • unterzumischenمعلوم، extended، مصدر، جداشدنی
  • untermischendمعلوم، participle، حال، جداشدنی
  • untergemischtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی، جداشدنی
  • unterzumischendergerundive، participle، جداشدنی
  • unterzumischendegerundive، participle، جداشدنی
  • misch unterمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد
  • mische unterمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد
  • mischt unterمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی
  • mische unterمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، جداشدنی، مفرد
  • mische unterمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • untermischeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
  • untermischeمعلوم، اول‌شخص، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • mischst unterمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد
  • mischt unterمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد
  • mischest unterمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • untermischstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
  • untermischtمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
  • untermischestمعلوم، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • mischt unterمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، سوم‌شخص
  • mische unterمعلوم، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • untermischtمعلوم، وجه اخباری، حال، جداشدنی، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • untermischeمعلوم، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • mischen unterمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، جداشدنی
  • mischen unterمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول
  • mischt unterمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی
  • mischet unterمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول
  • untermischtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، subordinate clause
  • untermischetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • mischen unterمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، جداشدنی، سوم‌شخص
  • mischen unterمعلوم، main clause، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • mischte unterمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد
  • mischte unterمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • untermischteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
  • untermischteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • mischtest unterمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد
  • mischtest unterمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • untermischtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
  • untermischtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • mischte unterمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، سوم‌شخص
  • mischte unterمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • untermischteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • untermischteمعلوم، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • mischten unterمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی
  • mischten unterمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم
  • untermischtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، subordinate clause
  • untermischtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • mischtet unterمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، جداشدنی
  • mischtet unterمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم
  • untermischtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، جداشدنی، subordinate clause
  • untermischtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • mischten unterمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، سوم‌شخص
  • mischten unterمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • untermischtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، subordinate clause، سوم‌شخص
  • untermischtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • untermischendمعلوم، جدانشدنی، participle، حال
  • untermischtجدانشدنی، participle، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • untermischمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • untermischeمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • untermischtمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، جمع، حال، دوم‌شخص
  • untermischeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، مفرد
  • untermischeمعلوم، اول‌شخص، جدانشدنی، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • untermischstمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • untermischtمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • untermischestمعلوم، جدانشدنی، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • untermischtمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • untermischeمعلوم، جدانشدنی، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • untermischtمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، جمع، حال، دوم‌شخص
  • untermischetمعلوم، جدانشدنی، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • untermischteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • untermischteمعلوم، اول‌شخص، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • untermischtestمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • untermischtestمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • untermischteمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • untermischteمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • untermischtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع
  • untermischtenمعلوم، اول‌شخص، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • untermischtetمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • untermischtetمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • untermischtenمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • untermischtenمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • untermischtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
منابع و ارجاع‌ها