فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بر کسی تعدی کردن

تأییدنشده

unterjochen فعل

فعل

  • بر کسی تعدی کردنبَر کِسی تَعَدی کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • کسی را تحت فشار قرار دادنکِسی را تَحتِ فِشار قَرار دادَنتأییدنشده
  • منقاد کردن(to forcibly impose obedience, servitude, or submission upon (a country, a people, etc.))تأییدنشده

دستور زبانِ unterjochen

فعل

تلفظ
[ˌʊntɐˈjɔxn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • unterjochtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • unterjochendمعلوم، participle، حال
  • unterjochtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • unterjochمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • unterjocheمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • unterjochtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • unterjocheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • unterjocheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • unterjochstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • unterjochestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • unterjochtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • unterjocheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • unterjochtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • unterjochetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • unterjochteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • unterjochteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • unterjochtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • unterjochtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • unterjochteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • unterjochteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • unterjochtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • unterjochtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • unterjochtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • unterjochtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • unterjochtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • unterjochtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها