فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مظلوم

تأییدنشده

mazlum[mæz.lúːm]

unterdrückt
صفت تفضیلی:
unterdrückter
صفت عالی:
am unterdrücktesten
صفت

مثال با unterdrückt

۱er unterdrückt seinen Wutausbruch

او خون خودش را می خورد

تأییدنشده

صفت

  • مظلومmazlum[mæz.lúːm](Subject to oppression)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تو سری خوردهتو سَری خورده(unterdrücken)تأییدنشده
  • فرو دستفُرو دَست(unterdrücken)تأییدنشده

دستور زبانِ unterdrückt

صفت

تلفظ
[ʊntɐˈdʁʏkt]
همهٔ صورت‌ها
  • unterdrücktصفت مطلق
  • unterdrückterصفت تفضیلی
  • am unterdrücktestenصفت عالی
  • unterdrückterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • unterdrückteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • unterdrücktesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • unterdrückteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • unterdrücktenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • unterdrückterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • unterdrücktenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • unterdrückterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • unterdrücktemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • unterdrückterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • unterdrücktemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • unterdrücktenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • unterdrücktenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • unterdrückteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • unterdrücktesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • unterdrückteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • unterdrückteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • unterdrückteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • unterdrückteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • unterdrücktenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • unterdrücktenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • unterdrücktenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • unterdrücktenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • unterdrücktenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • unterdrücktenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • unterdrücktenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • unterdrücktenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • unterdrücktenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • unterdrücktenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • unterdrückteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • unterdrückteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • unterdrücktenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • unterdrückterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • unterdrückteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • unterdrücktesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • unterdrücktenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • unterdrücktenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • unterdrücktenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • unterdrücktenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • unterdrücktenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • unterdrücktenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • unterdrücktenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • unterdrücktenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • unterdrücktenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • unterdrücktenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • unterdrückteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • unterdrücktesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • unterdrücktenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • unterdrücktererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • unterdrücktereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • unterdrückteresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • unterdrücktereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • unterdrückterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • unterdrücktererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • unterdrückterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • unterdrücktererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • unterdrückteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • unterdrücktererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • unterdrückteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • unterdrückterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • unterdrückterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • unterdrücktereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • unterdrückteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • unterdrücktereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • unterdrücktereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • unterdrücktereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • unterdrücktereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • unterdrückterenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • unterdrückterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • unterdrückterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • unterdrückterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • unterdrückterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • unterdrückterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • unterdrückterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • unterdrückterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • unterdrückterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • unterdrückterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • unterdrücktereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • unterdrücktereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • unterdrückterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • unterdrücktererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • unterdrücktereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • unterdrückteresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • unterdrückterenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • unterdrückterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • unterdrückterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • unterdrückterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • unterdrückterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • unterdrückterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • unterdrückterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • unterdrückterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • unterdrückterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • unterdrückterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • unterdrücktereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • unterdrückteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • unterdrückterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • unterdrücktesterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • unterdrücktesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • unterdrücktestesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • unterdrücktesteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • unterdrücktestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • unterdrücktesterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • unterdrücktestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • unterdrücktesterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • unterdrücktestemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • unterdrücktesterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • unterdrücktestemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • unterdrücktestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • unterdrücktestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • unterdrücktesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • unterdrücktestesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • unterdrücktesteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • unterdrücktesteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • unterdrücktesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • unterdrücktesteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • unterdrücktestenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • unterdrücktestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • unterdrücktestenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • unterdrücktestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • unterdrücktestenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • unterdrücktestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • unterdrücktestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • unterdrücktestenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • unterdrücktestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • unterdrücktestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • unterdrücktesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • unterdrücktesteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • unterdrücktestenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • unterdrücktesterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • unterdrücktesteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • unterdrücktestesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • unterdrücktestenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • unterdrücktestenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • unterdrücktestenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • unterdrücktestenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • unterdrücktestenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • unterdrücktestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • unterdrücktestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • unterdrücktestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • unterdrücktestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • unterdrücktestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • unterdrücktesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • unterdrücktestesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • unterdrücktestenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

مثال‌ها

۲Der König unterdrückte sein Volk.

پادشاه مردم خودش را ستم کرد.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۳er unterdrückte seinen Wutausbruch

او خون خونش را می خورد

تأییدنشده

۱er unterdrückt seinen Wutausbruch

او خون خودش را می خورد

تأییدنشده

۴Die Armee unterdrückte den Aufstand.

ارتش شورش را سرکوب کرد.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: xtofu80 (de #441718), bialynicki (fa #4842553), Tatoeba
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: xtofu80 (de #368525), cojiluc (fa #7830268), Tatoeba
منابع و مجوزها