فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ارائه دادن

تأییدنشده

erâ'e dâdan[ʔe.ɹɒː.ʔé d̪ɒː.d̪æn]

unterbreiten فعل

فعل

  • ارائه دادنerâ'e dâdanاِرائه دادَن[ʔe.ɹɒː.ʔé d̪ɒː.d̪æn]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تقدیم کردنtaqdim kardanتَقدیم کَردَن[t̪ʰæʁ.d̪íːm kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده

دستور زبانِ unterbreiten

فعل

تلفظ
[ˈʊntɐˌbʁaɪ̯tn̩], [ˌʊntɐˈbʁaɪ̯tn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • untergebreitetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • unterbreitenمعلوم، مصدر، حال، جداشدنی
  • unterzubreitenمعلوم، extended، مصدر، جداشدنی
  • unterbreitendمعلوم، participle، حال، جداشدنی
  • untergebreitetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی، جداشدنی
  • unterzubreitendergerundive، participle، جداشدنی
  • unterzubreitendegerundive، participle، جداشدنی
  • breite unterمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد
  • breit unterمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد
  • breitet unterمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی
  • breite unterمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، جداشدنی، مفرد
  • breite unterمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • unterbreiteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
  • unterbreiteمعلوم، اول‌شخص، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • breitest unterمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد
  • breitest unterمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • unterbreitestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
  • unterbreitestمعلوم، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • breitet unterمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، سوم‌شخص
  • breite unterمعلوم، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • unterbreitetمعلوم، وجه اخباری، حال، جداشدنی، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • unterbreiteمعلوم، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • breiten unterمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، جداشدنی
  • breiten unterمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول
  • unterbreitenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، جداشدنی، subordinate clause
  • unterbreitenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • breitet unterمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی
  • breitet unterمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول
  • unterbreitetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، subordinate clause
  • unterbreitetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • breiten unterمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، جداشدنی، سوم‌شخص
  • breiten unterمعلوم، main clause، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • unterbreitenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، جداشدنی، subordinate clause، سوم‌شخص
  • unterbreitenمعلوم، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • breitete unterمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد
  • breitete unterمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • unterbreiteteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
  • unterbreiteteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • breitetest unterمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد
  • breitetest unterمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • unterbreitetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
  • unterbreitetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • breitete unterمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، سوم‌شخص
  • breitete unterمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • unterbreiteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • unterbreiteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • breiteten unterمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی
  • breiteten unterمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم
  • unterbreitetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، subordinate clause
  • unterbreitetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • breitetet unterمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، جداشدنی
  • breitetet unterمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم
  • unterbreitetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، جداشدنی، subordinate clause
  • unterbreitetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • breiteten unterمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، سوم‌شخص
  • breiteten unterمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • unterbreitetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، subordinate clause، سوم‌شخص
  • unterbreitetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • unterbreitenمعلوم، مصدر، جدانشدنی، حال
  • unterbreitendمعلوم، جدانشدنی، participle، حال
  • unterbreitetجدانشدنی، participle، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • unterbreiteمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • unterbreitمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • unterbreitetمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، جمع، حال، دوم‌شخص
  • unterbreiteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، مفرد
  • unterbreiteمعلوم، اول‌شخص، جدانشدنی، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • unterbreitestمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • unterbreitestمعلوم، جدانشدنی، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • unterbreitetمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • unterbreiteمعلوم، جدانشدنی، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • unterbreitenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جدانشدنی، جمع، حال
  • unterbreitenمعلوم، اول‌شخص، جدانشدنی، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • unterbreitetمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، جمع، حال، دوم‌شخص
  • unterbreitetمعلوم، جدانشدنی، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • unterbreitenمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، جمع، حال، سوم‌شخص
  • unterbreitenمعلوم، جدانشدنی، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • unterbreiteteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • unterbreiteteمعلوم، اول‌شخص، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • unterbreitetestمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • unterbreitetestمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • unterbreiteteمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • unterbreiteteمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • unterbreitetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع
  • unterbreitetenمعلوم، اول‌شخص، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • unterbreitetetمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • unterbreitetetمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • unterbreitetenمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • unterbreitetenمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • unterbreitetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
منابع و ارجاع‌ها