ارائه دادن
تأییدنشده
erâ'e dâdan[ʔe.ɹɒː.ʔé d̪ɒː.d̪æn]
unterbreiten فعل
فعل
- ارائه دادنerâ'e dâdanاِرائه دادَن[ʔe.ɹɒː.ʔé d̪ɒː.d̪æn]تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- تقدیم کردنtaqdim kardanتَقدیم کَردَن[t̪ʰæʁ.d̪íːm kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده
دستور زبانِ unterbreiten
فعل
- تلفظ
- [ˈʊntɐˌbʁaɪ̯tn̩], [ˌʊntɐˈbʁaɪ̯tn̩]
همهٔ صورتها
- untergebreitetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- unterbreitenمعلوم، مصدر، حال، جداشدنی
- unterzubreitenمعلوم، extended، مصدر، جداشدنی
- unterbreitendمعلوم، participle، حال، جداشدنی
- untergebreitetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی، جداشدنی
- unterzubreitendergerundive، participle، جداشدنی
- unterzubreitendegerundive، participle، جداشدنی
- breite unterمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد
- breit unterمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد
- breitet unterمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص، جداشدنی
- breite unterمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، جداشدنی، مفرد
- breite unterمعلوم، اولشخص، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- unterbreiteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
- unterbreiteمعلوم، اولشخص، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- breitest unterمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد
- breitest unterمعلوم، main clause، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- unterbreitestمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
- unterbreitestمعلوم، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- breitet unterمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، سومشخص
- breite unterمعلوم، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- unterbreitetمعلوم، وجه اخباری، حال، جداشدنی، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- unterbreiteمعلوم، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- breiten unterمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، جداشدنی
- breiten unterمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول
- unterbreitenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال، جداشدنی، subordinate clause
- unterbreitenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- breitet unterمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص، جداشدنی
- breitet unterمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول
- unterbreitetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، جداشدنی، subordinate clause
- unterbreitetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- breiten unterمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، جداشدنی، سومشخص
- breiten unterمعلوم، main clause، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- unterbreitenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، جداشدنی، subordinate clause، سومشخص
- unterbreitenمعلوم، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- breitete unterمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد
- breitete unterمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- unterbreiteteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
- unterbreiteteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- breitetest unterمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، جداشدنی، مفرد
- breitetest unterمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- unterbreitetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
- unterbreitetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- breitete unterمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، سومشخص
- breitete unterمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- unterbreiteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- unterbreiteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- breiteten unterمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی
- breiteten unterمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم
- unterbreitetenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، subordinate clause
- unterbreitetenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- breitetet unterمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، جداشدنی
- breitetet unterمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم
- unterbreitetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، جداشدنی، subordinate clause
- unterbreitetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- breiteten unterمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، سومشخص
- breiteten unterمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- unterbreitetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، subordinate clause، سومشخص
- unterbreitetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- unterbreitenمعلوم، مصدر، جدانشدنی، حال
- unterbreitendمعلوم، جدانشدنی، participle، حال
- unterbreitetجدانشدنی، participle، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- unterbreiteمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، حال، دومشخص، مفرد
- unterbreitمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، حال، دومشخص، مفرد
- unterbreitetمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، جمع، حال، دومشخص
- unterbreiteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، مفرد
- unterbreiteمعلوم، اولشخص، جدانشدنی، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- unterbreitestمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، دومشخص، مفرد
- unterbreitestمعلوم، جدانشدنی، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- unterbreitetمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، مفرد، سومشخص
- unterbreiteمعلوم، جدانشدنی، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- unterbreitenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جدانشدنی، جمع، حال
- unterbreitenمعلوم، اولشخص، جدانشدنی، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- unterbreitetمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، جمع، حال، دومشخص
- unterbreitetمعلوم، جدانشدنی، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- unterbreitenمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، جمع، حال، سومشخص
- unterbreitenمعلوم، جدانشدنی، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- unterbreiteteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد
- unterbreiteteمعلوم، اولشخص، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- unterbreitetestمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- unterbreitetestمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- unterbreiteteمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- unterbreiteteمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- unterbreitetenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع
- unterbreitetenمعلوم، اولشخص، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- unterbreitetetمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- unterbreitetetمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- unterbreitetenمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- unterbreitetenمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- unterbreitetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
منابع و ارجاعها