فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سرکوب کردن

تأییدنشده

unterbinden فعل

فعل

  • سرکوب کردن(forcefully prevent an upheaval from developing)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • سرکوفتن(forcefully prevent an upheaval from developing)تأییدنشده

دستور زبانِ unterbinden

فعل

تلفظ
[ʊntɐˈbɪndn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • unterbundenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • unterbindendمعلوم، participle، حال
  • unterbundenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • unterbindمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • unterbindeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • unterbindetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • unterbindeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • unterbindeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • unterbindestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • unterbindestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • unterbindetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • unterbindeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • unterbindetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • unterbindetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • unterbandمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • unterbändeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • unterbandestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • unterbandstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • unterbändestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • unterbandمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • unterbändeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • unterbandenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • unterbändenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • unterbandetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • unterbändetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • unterbandenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • unterbändenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Wir müssen das unterbinden.

ما باید آن را متوقف کنیم.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Felixjp (de #6671829), cojiluc (fa #7644736), tatoeba.org
منابع و مجوزها