فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

افسار گسیخته

تأییدنشده

unkontrolliert صفت

صفت

  • افسار گسیختهاَفسار گُسیختهتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بی اندازهبی اَندازهتأییدنشده
  • بی پرهیزبی پَرهیزتأییدنشده

دستور زبانِ unkontrolliert

صفت

تلفظ
[ˈʊnkɔntʁɔˌliːɐ̯t]
همهٔ صورت‌ها
  • unkontrollierterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • unkontrollierteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • unkontrolliertesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • unkontrollierteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • unkontrolliertenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • unkontrollierterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • unkontrolliertenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • unkontrollierterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • unkontrolliertemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • unkontrollierterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • unkontrolliertemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • unkontrolliertenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • unkontrolliertenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • unkontrollierteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • unkontrolliertesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • unkontrollierteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • unkontrollierteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • unkontrollierteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • unkontrollierteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • unkontrolliertenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • unkontrolliertenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • unkontrolliertenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • unkontrolliertenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • unkontrolliertenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • unkontrolliertenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • unkontrolliertenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • unkontrolliertenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • unkontrolliertenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • unkontrolliertenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • unkontrollierteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • unkontrollierteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • unkontrolliertenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • unkontrollierterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • unkontrollierteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • unkontrolliertesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • unkontrolliertenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • unkontrolliertenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • unkontrolliertenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • unkontrolliertenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • unkontrolliertenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • unkontrolliertenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • unkontrolliertenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • unkontrolliertenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • unkontrolliertenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • unkontrolliertenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • unkontrollierteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • unkontrolliertesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • unkontrolliertenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق

مثال‌ها

seine Hände machen unkontrollierte Bewegungen

دستهایش به اختیارش نبودند

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها