فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بی عرضه بودن

تأییدنشده

unfähig sein
عبارت

عبارت

  • بی عرضه بودنبی عُرضه بودَن(etwas zu tun)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • توان کاری را نداشتنتَوانِ کاری را نَداشتَن(etwas zu tun)تأییدنشده
  • عاجز بودنعاجِز بودَن(etwas zu tun)تأییدنشده
  • عجز داشتنعَجز داشتَن(etwas zu tun)تأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها