رفتن به محتواعبارت
- بی عرضه بودنبی عُرضه بودَن(etwas zu tun)تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- توان کاری را نداشتنتَوانِ کاری را نَداشتَن(etwas zu tun)تأییدنشده
- عاجز بودنعاجِز بودَن(etwas zu tun)تأییدنشده
- عجز داشتنعَجز داشتَن(etwas zu tun)تأییدنشده
منابع و ارجاعها