فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بیهوده و عبث

تأییدنشده

unbeständiger Charakter
عبارت

عبارت

  • بیهوده و عبثبیهوده و عَبَثتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • طبع متلونطَبعِ مُتَلَوِنتأییدنشده
  • غیر مستقر و بی ثباتغِیرِ مُستَقِر و بی ثَباتتأییدنشده
  • متلون المزاجمُتَلَوِن اُلمِزاجتأییدنشده
  • مثل آب در غربالمِثلِ آب دَر غَربالتأییدنشده
  • مثل نقش بر آبمِثلِ نَقش بَر آبتأییدنشده
  • ناپایدار در خاطر و ذهنناپایدار دَر خاطِر و ذِهنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها