انداختن
تأییدنشده
andâxtan[ʔæn̪.d̪ɒːx.t̪ʰǽn]
umwerfen فعل
فعل
- انداختنandâxtanاَنداختَن[ʔæn̪.d̪ɒːx.t̪ʰǽn]تأییدنشده
دستور زبانِ umwerfen
فعل
- تلفظ
- [ˈʊmˌvɛʁfn̩]
همهٔ صورتها
- umgeworfenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- umzuwerfenمعلوم، extended، مصدر
- umwerfendمعلوم، participle، حال
- umgeworfenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- umzuwerfendergerundive، participle
- wirf umمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- werft umمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- werfe umمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- werfe umمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- umwerfeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- umwerfeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- wirfst umمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- werfest umمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- umwirfstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- umwerfestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- wirft umمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- werfe umمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- umwirftمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- umwerfeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- werfen umمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- werfen umمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- werft umمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- werfet umمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- umwerftمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- umwerfetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- werfen umمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- werfen umمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- warf umمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- würfe umمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- umwarfمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- umwürfeمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- warfst umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- würfest umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- würfst umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- umwarfstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- umwürfestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- umwürfstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- warf umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- würfe umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- umwarfمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- umwürfeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- warfen umمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- würfen umمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- umwarfenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- umwürfenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- warft umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- würfet umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- würft umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- umwarftمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- umwürfetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- umwürftمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- warfen umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- würfen umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- umwarfenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- umwürfenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- umzuwerfendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
- umzuwerfendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- umzuwerfendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
- umzuwerfendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
- umzuwerfendegerundive، حالت نهادی، جمع
- umzuwerfendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- umzuwerfendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- umzuwerfendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- umzuwerfendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- umzuwerfendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- umzuwerfendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- umzuwerfendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- umzuwerfendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- umzuwerfendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها