فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

انداختن

تأییدنشده

andâxtan[ʔæn̪.d̪ɒːx.t̪ʰǽn]

umwerfen فعل

فعل

  • انداختنandâxtanاَنداختَن[ʔæn̪.d̪ɒːx.t̪ʰǽn]تأییدنشده

دستور زبانِ umwerfen

فعل

تلفظ
[ˈʊmˌvɛʁfn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • umgeworfenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • umzuwerfenمعلوم، extended، مصدر
  • umwerfendمعلوم، participle، حال
  • umgeworfenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • umzuwerfendergerundive، participle
  • wirf umمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • werft umمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • werfe umمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • werfe umمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • umwerfeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • umwerfeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • wirfst umمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • werfest umمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • umwirfstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • umwerfestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • wirft umمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • werfe umمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • umwirftمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • umwerfeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • werfen umمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • werfen umمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • werft umمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • werfet umمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • umwerftمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • umwerfetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • werfen umمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • werfen umمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • warf umمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • würfe umمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • umwarfمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • umwürfeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • warfst umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • würfest umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • würfst umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • umwarfstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • umwürfestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • umwürfstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • warf umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • würfe umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • umwarfمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • umwürfeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • warfen umمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • würfen umمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • umwarfenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • umwürfenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • warft umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • würfet umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • würft umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • umwarftمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • umwürfetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • umwürftمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • warfen umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • würfen umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • umwarfenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • umwürfenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • umzuwerfendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • umzuwerfendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • umzuwerfendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • umzuwerfendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • umzuwerfendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • umzuwerfendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • umzuwerfendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • umzuwerfendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • umzuwerfendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • umzuwerfendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • umzuwerfendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • umzuwerfendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • umzuwerfendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • umzuwerfendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها