فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

در بر گرفتن

تأییدنشده

umspannen فعل

فعل

  • در بر گرفتندَر بَر گِرِفتَنتأییدنشده

دستور زبانِ umspannen

فعل

تلفظ
[ʊmˈʃpanən], [ˈʊmʃpanən]
همهٔ صورت‌ها
  • umspannetوجه امری، جمع
  • umspanntparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • umspannenمعلوم، مصدر، حال، جداشدنی
  • umzuspannenمعلوم، extended، مصدر، جداشدنی
  • umspannendمعلوم، participle، حال، جداشدنی
  • umgespanntparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی، جداشدنی
  • umzuspannendergerundive، participle، جداشدنی
  • umzuspannendegerundive، participle، جداشدنی
  • spann umمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد
  • spanne umمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد
  • spannt umمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی
  • spann umمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، جداشدنی، مفرد
  • spanne umمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، جداشدنی، مفرد
  • spanne umمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • umspannمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
  • umspanneمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
  • umspanneمعلوم، اول‌شخص، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • spannst umمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد
  • spannest umمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • umspannstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
  • umspannestمعلوم، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • spannt umمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، سوم‌شخص
  • spanne umمعلوم، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • umspanntمعلوم، وجه اخباری، حال، جداشدنی، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • umspanneمعلوم، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • spannen umمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، جداشدنی
  • spannen umمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول
  • umspannenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، جداشدنی، subordinate clause
  • umspannenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • spannt umمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی
  • spannet umمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول
  • umspanntمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، subordinate clause
  • umspannetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • spannen umمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، جداشدنی، سوم‌شخص
  • spannen umمعلوم، main clause، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • umspannenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، جداشدنی، subordinate clause، سوم‌شخص
  • umspannenمعلوم، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • spannte umمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد
  • spannte umمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • umspannteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
  • umspannteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • spanntest umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد
  • spanntest umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • umspanntestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
  • umspanntestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • spannte umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، سوم‌شخص
  • spannte umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • umspannteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • umspannteمعلوم، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • spannten umمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی
  • spannten umمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم
  • umspanntenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، subordinate clause
  • umspanntenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • spanntet umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، جداشدنی
  • spanntet umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم
  • umspanntetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، جداشدنی، subordinate clause
  • umspanntetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • spannten umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، سوم‌شخص
  • spannten umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • umspanntenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، subordinate clause، سوم‌شخص
  • umspanntenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • umspannenمعلوم، مصدر، جدانشدنی، حال
  • umspannendمعلوم، جدانشدنی، participle، حال
  • umspanntجدانشدنی، participle، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • umspannمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • umspanneمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • umspanntمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، جمع، حال، دوم‌شخص
  • umspannمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، مفرد
  • umspanneمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، مفرد
  • umspanneمعلوم، اول‌شخص، جدانشدنی، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • umspannstمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • umspannestمعلوم، جدانشدنی، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • umspanntمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • umspanneمعلوم، جدانشدنی، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • umspannenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جدانشدنی، جمع، حال
  • umspannenمعلوم، اول‌شخص، جدانشدنی، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • umspanntمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، جمع، حال، دوم‌شخص
  • umspannetمعلوم، جدانشدنی، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • umspannenمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، جمع، حال، سوم‌شخص
  • umspannenمعلوم، جدانشدنی، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • umspannteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • umspannteمعلوم، اول‌شخص، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • umspanntestمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • umspanntestمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • umspannteمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • umspannteمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • umspanntenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع
  • umspanntenمعلوم، اول‌شخص، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • umspanntetمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • umspanntetمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • umspanntenمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • umspanntenمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • spannet umوجه امری، جمع
  • umgespanntparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
منابع و ارجاع‌ها