کوچ کردن
تأییدنشده
kuč kardan[kʰuːt͡ʃʰ kʰʲæɹ.d̪ǽn]
umsiedeln فعل
فعل
- کوچ کردنkuč kardanکوچ کَردَن[kʰuːt͡ʃʰ kʰʲæɹ.d̪ǽn]تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- کوچانیدنکوچانیدَنتأییدنشده
دستور زبانِ umsiedeln
فعل
- تلفظ
- [ˈʊmˌziːdl̩n]
همهٔ صورتها
- umgesiedeltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- umzusiedelnمعلوم، extended، مصدر
- umsiedelndمعلوم، participle، حال
- umgesiedeltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- umzusiedelndergerundive، participle
- umzusiedelndegerundive، participle
- siedle umمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- siedel umمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- siedele umمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- siedelt umمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- siedle umمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- siedel umمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- siedele umمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- siedele umمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- siedle umمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- umsiedleمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- umsiedelمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- umsiedeleمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- umsiedeleمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- umsiedleمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- siedelst umمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- siedelst umمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- siedlest umمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- umsiedelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- umsiedelstمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- umsiedlestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- siedelt umمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- siedele umمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- siedle umمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- umsiedeltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- umsiedeleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- umsiedleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- siedeln umمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- siedeln umمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- siedelt umمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- siedelt umمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- siedlet umمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- umsiedeltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- umsiedeltمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- umsiedletمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- siedeln umمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- siedeln umمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- siedelte umمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- siedelte umمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- umsiedelteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- umsiedelteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- siedeltest umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- siedeltest umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- umsiedeltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- umsiedeltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- siedelte umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- siedelte umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- umsiedelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- umsiedelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- siedelten umمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- siedelten umمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- umsiedeltenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- umsiedeltenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- siedeltet umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- siedeltet umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- umsiedeltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- umsiedeltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- siedelten umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- siedelten umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- umsiedeltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- umsiedeltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- umzusiedelndemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- umzusiedelndemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- umzusiedelndenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- umzusiedelndenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- umzusiedelndenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- umzusiedelndenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- umzusiedelndenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- umzusiedelndesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- umzusiedelndesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها