فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کوچ کردن

تأییدنشده

kuč kardan[kʰuːt͡ʃʰ kʰʲæɹ.d̪ǽn]

umsiedeln فعل

فعل

  • کوچ کردنkuč kardanکوچ کَردَن[kʰuːt͡ʃʰ kʰʲæɹ.d̪ǽn]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • کوچانیدنکوچانیدَنتأییدنشده

دستور زبانِ umsiedeln

فعل

تلفظ
[ˈʊmˌziːdl̩n]
همهٔ صورت‌ها
  • umgesiedeltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • umzusiedelnمعلوم، extended، مصدر
  • umsiedelndمعلوم، participle، حال
  • umgesiedeltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • umzusiedelndergerundive، participle
  • umzusiedelndegerundive، participle
  • siedle umمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • siedel umمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • siedele umمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • siedelt umمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • siedle umمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • siedel umمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • siedele umمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • siedele umمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • siedle umمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • umsiedleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • umsiedelمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • umsiedeleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • umsiedeleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • umsiedleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • siedelst umمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • siedelst umمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • siedlest umمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • umsiedelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • umsiedelstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • umsiedlestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • siedelt umمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • siedele umمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • siedle umمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • umsiedeltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • umsiedeleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • umsiedleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • siedeln umمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • siedeln umمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • siedelt umمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • siedelt umمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • siedlet umمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • umsiedeltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • umsiedeltمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • umsiedletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • siedeln umمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • siedeln umمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • siedelte umمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • siedelte umمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • umsiedelteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • umsiedelteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • siedeltest umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • siedeltest umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • umsiedeltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • umsiedeltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • siedelte umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • siedelte umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • umsiedelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • umsiedelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • siedelten umمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • siedelten umمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • umsiedeltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • umsiedeltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • siedeltet umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • siedeltet umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • umsiedeltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • umsiedeltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • siedelten umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • siedelten umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • umsiedeltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • umsiedeltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • umzusiedelndemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • umzusiedelndemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • umzusiedelndenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • umzusiedelndenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • umzusiedelndenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • umzusiedelndenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • umzusiedelndenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • umzusiedelndesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • umzusiedelndesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها