رفتن به محتوابازآموختن
تأییدنشده
umschulen فعل
فعل
- بازآموختنبازآموختَنتأییدنشده
دستور زبانِ umschulen
فعل
- تلفظ
- [ˈʊmˌʃuːlən]
همهٔ صورتها
- umgeschultparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- umzuschulenمعلوم، extended، مصدر
- umschulendمعلوم، participle، حال
- umgeschultparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- umzuschulendergerundive، participle
- umzuschulendegerundive، participle
- schul umمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- schule umمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- schult umمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- schule umمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- schule umمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- umschuleمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- umschuleمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- schulst umمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- schulest umمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- umschulstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- umschulestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- schult umمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- schule umمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- umschultمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- umschuleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- schulen umمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- schulen umمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- schult umمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- schulet umمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- umschultمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- umschuletمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- schulen umمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- schulen umمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- schulte umمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- schulte umمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- umschulteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- umschulteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- schultest umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- schultest umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- umschultestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- umschultestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- schulte umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- schulte umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- umschulteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- umschulteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- schulten umمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- schulten umمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- umschultenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- umschultenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- schultet umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- schultet umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- umschultetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- umschultetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- schulten umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- schulten umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- umschultenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- umschultenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- umzuschulendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- umzuschulendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- umzuschulendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- umzuschulendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- umzuschulendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- umzuschulendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- umzuschulendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- umzuschulendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- umzuschulendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها