فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بازآموختن

تأییدنشده

umschulen فعل

فعل

  • بازآموختنبازآموختَنتأییدنشده

دستور زبانِ umschulen

فعل

تلفظ
[ˈʊmˌʃuːlən]
همهٔ صورت‌ها
  • umgeschultparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • umzuschulenمعلوم، extended، مصدر
  • umschulendمعلوم، participle، حال
  • umgeschultparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • umzuschulendergerundive، participle
  • umzuschulendegerundive، participle
  • schul umمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schule umمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schult umمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schule umمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • schule umمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • umschuleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • umschuleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • schulst umمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schulest umمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • umschulstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • umschulestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • schult umمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schule umمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • umschultمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • umschuleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • schulen umمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • schulen umمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • schult umمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schulet umمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • umschultمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • umschuletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • schulen umمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • schulen umمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schulte umمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schulte umمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • umschulteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • umschulteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schultest umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schultest umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • umschultestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • umschultestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schulte umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schulte umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • umschulteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • umschulteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • schulten umمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schulten umمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • umschultenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • umschultenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schultet umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schultet umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • umschultetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • umschultetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schulten umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schulten umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • umschultenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • umschultenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • umzuschulendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • umzuschulendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • umzuschulendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • umzuschulendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • umzuschulendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • umzuschulendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • umzuschulendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • umzuschulendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • umzuschulendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها