فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

انداختن

تأییدنشده

andâxtan[ʔæn̪.d̪ɒːx.t̪ʰǽn]

umschalten فعل

فعل

  • انداختنandâxtanاَنداختَن[ʔæn̪.d̪ɒːx.t̪ʰǽn](to change gears)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • چیزی را عوض کردنچیزی را عَوَض کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ umschalten

فعل

تلفظ
[ˈʊmˌʃaltn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • umgeschaltetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • umzuschaltenمعلوم، extended، مصدر
  • umschaltendمعلوم، participle، حال
  • umgeschaltetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • umzuschaltendergerundive، participle
  • umzuschaltendegerundive، participle
  • schalte umمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schalt umمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schaltet umمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schalte umمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • schalte umمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • umschalteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • umschalteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • schaltest umمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schaltest umمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • umschaltestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • umschaltestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • schaltet umمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schalte umمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • umschaltetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • umschalteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • schalten umمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • schalten umمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • schaltet umمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schaltet umمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • umschaltetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • umschaltetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • schalten umمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • schalten umمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schaltete umمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schaltete umمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • umschalteteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • umschalteteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schaltetest umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schaltetest umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • umschaltetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • umschaltetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schaltete umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schaltete umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • umschalteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • umschalteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • schalteten umمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schalteten umمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • umschaltetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • umschaltetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schaltetet umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schaltetet umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • umschaltetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • umschaltetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schalteten umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schalteten umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • umschaltetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • umschaltetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • umzuschaltendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • umzuschaltendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • umzuschaltendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • umzuschaltendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • umzuschaltendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • umzuschaltendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • umzuschaltendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • umzuschaltendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • umzuschaltendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها