فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دور گشتن

تأییدنشده

umrunden فعل

فعل

  • دور گشتندُور گَشتَنتأییدنشده

دستور زبانِ umrunden

فعل

تلفظ
[ʊmˈʁʊndn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • umrundetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • umrundenمعلوم، مصدر، حال
  • umrundendمعلوم، participle، حال
  • umrundetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • umrundeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • umrundمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • umrundetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • umrundeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • umrundeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • umrundestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • umrundestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • umrundetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • umrundeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • umrundenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • umrundenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • umrundetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • umrundetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • umrundenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • umrundenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • umrundeteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • umrundeteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • umrundetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • umrundetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • umrundeteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • umrundeteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • umrundetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • umrundetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • umrundetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • umrundetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • umrundetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • umrundetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها