رفتن به محتواپس و پیش کردن
تأییدنشده
umleiten فعل
فعل
- پس و پیش کردنپَس و پیش کَردَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- کنار زدنkenâr zadanکِنار زَدَنتأییدنشده
دستور زبانِ umleiten
فعل
- تلفظ
- [ˈʊmˌlaɪ̯tn̩]
همهٔ صورتها
- umgeleitetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- umzuleitenمعلوم، extended، مصدر
- umleitendمعلوم، participle، حال
- umgeleitetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- umzuleitendergerundive، participle
- umzuleitendegerundive، participle
- leite umمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- leit umمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- leitet umمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- leite umمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- leite umمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- umleiteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- umleiteمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- leitest umمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- leitest umمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- umleitestمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- umleitestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- leitet umمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- leite umمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- umleitetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- umleiteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- leiten umمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- leiten umمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- leitet umمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- leitet umمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- umleitetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- umleitetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- leiten umمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- leiten umمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- leitete umمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- leitete umمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- umleiteteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- umleiteteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- leitetest umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- leitetest umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- umleitetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- umleitetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- leitete umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- leitete umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- umleiteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- umleiteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- leiteten umمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- leiteten umمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- umleitetenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- umleitetenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- leitetet umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- leitetet umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- umleitetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- umleitetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- leiteten umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- leiteten umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- umleitetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- umleitetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- umzuleitendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- umzuleitendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- umzuleitendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- umzuleitendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- umzuleitendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- umzuleitendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- umzuleitendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- umzuleitendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- umzuleitendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها