فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پس و پیش کردن

تأییدنشده

umleiten فعل

فعل

  • پس و پیش کردنپَس و پیش کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • کنار زدنkenâr zadanکِنار زَدَنتأییدنشده

دستور زبانِ umleiten

فعل

تلفظ
[ˈʊmˌlaɪ̯tn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • umgeleitetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • umzuleitenمعلوم، extended، مصدر
  • umleitendمعلوم، participle، حال
  • umgeleitetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • umzuleitendergerundive، participle
  • umzuleitendegerundive، participle
  • leite umمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • leit umمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • leitet umمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • leite umمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • leite umمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • umleiteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • umleiteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • leitest umمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • leitest umمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • umleitestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • umleitestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • leitet umمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • leite umمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • umleitetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • umleiteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • leiten umمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • leiten umمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • leitet umمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • leitet umمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • umleitetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • umleitetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • leiten umمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • leiten umمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • leitete umمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • leitete umمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • umleiteteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • umleiteteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • leitetest umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • leitetest umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • umleitetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • umleitetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • leitete umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • leitete umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • umleiteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • umleiteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • leiteten umمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • leiteten umمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • umleitetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • umleitetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • leitetet umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • leitetet umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • umleitetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • umleitetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • leiteten umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • leiteten umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • umleitetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • umleitetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • umzuleitendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • umzuleitendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • umzuleitendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • umzuleitendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • umzuleitendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • umzuleitendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • umzuleitendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • umzuleitendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • umzuleitendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها