فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

از هوش رفتن

تأییدنشده

umkippen فعل

فعل

  • از هوش رفتنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • پکر شدنپَکَر شُدَن(passiv)تأییدنشده
  • چپه شدنčape šodanچَپه شُدَن[t͡ʃʰæpʰ.pʰe ʃo.d̪æn][t͡ʃʰæ.pʰe ʃo.d̪æn](passiv)تأییدنشده
  • چپه کردنچَپه کَردَن(aktiv)تأییدنشده
  • یله شدنیَله شُدَن(passiv)تأییدنشده
  • واژگون شدنتأییدنشده

دستور زبانِ umkippen

فعل

تلفظ
[ˈʊmˌkɪpn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • umgekipptparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • umkippenمعلوم، مصدر، حال
  • umzukippenمعلوم، extended، مصدر
  • umkippendمعلوم، participle، حال
  • umgekipptparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • umzukippendergerundive، participle
  • umzukippendegerundive، participle
  • kipp umمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kippe umمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kippt umمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kippe umمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • kippe umمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • umkippeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • umkippeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • kippst umمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kippest umمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • umkippstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • umkippestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • kippt umمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • kippe umمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • umkipptمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • umkippeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • kippen umمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • kippen umمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • umkippenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • umkippenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • kippt umمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kippet umمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • umkipptمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • umkippetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • kippen umمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • kippen umمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • umkippenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • umkippenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • kippte umمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • kippte umمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • umkippteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • umkippteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kipptest umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • kipptest umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • umkipptestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • umkipptestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kippte umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • kippte umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • umkippteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • umkippteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • kippten umمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • kippten umمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • umkipptenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • umkipptenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kipptet umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • kipptet umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • umkipptetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • umkipptetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kippten umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • kippten umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • umkipptenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • umkipptenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • umzukippendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • umzukippendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • umzukippendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • umzukippendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • umzukippendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • umzukippendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • umzukippendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • umzukippendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • umzukippendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها