فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

برعکس کردن

تأییدنشده

umkehren فعل

فعل

  • برعکس کردنبَرعَکس کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • برگرداندنbar-gardândanبَرگَرداندَن[bæɹ.ɡʲæɹ.d̪ɒːn̪.d̪æn]تأییدنشده
  • چرخ زدنچَرخ زَدَنتأییدنشده

دستور زبانِ umkehren

فعل

تلفظ
[ˈʊmˌkeːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • umgekehrtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • umkehrenمعلوم، مصدر، حال
  • umzukehrenمعلوم، extended، مصدر
  • umkehrendمعلوم، participle، حال
  • umgekehrtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • umzukehrendergerundive، participle
  • umzukehrendegerundive، participle
  • kehr umمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kehre umمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kehrt umمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kehre umمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • kehre umمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • umkehreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • umkehreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • kehrst umمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kehrest umمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • umkehrstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • umkehrestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • kehrt umمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • kehre umمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • umkehrtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • umkehreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • kehren umمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • kehren umمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • umkehrenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • umkehrenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • kehrt umمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kehret umمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • umkehrtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • umkehretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • kehren umمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • kehren umمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • umkehrenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • umkehrenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • kehrte umمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • kehrte umمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • umkehrteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • umkehrteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kehrtest umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • kehrtest umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • umkehrtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • umkehrtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kehrte umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • kehrte umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • umkehrteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • umkehrteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • kehrten umمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • kehrten umمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • umkehrtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • umkehrtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kehrtet umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • kehrtet umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • umkehrtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • umkehrtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kehrten umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • kehrten umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • umkehrtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • umkehrtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • umzukehrendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • umzukehrendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • umzukehrendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • umzukehrendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • umzukehrendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • umzukehrendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • umzukehrendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • umzukehrendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • umzukehrendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها