فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خرامیدن

تأییدنشده

xarâmidan[xæ.ɹɒː.miː.d̪æn]

umhergehen فعل

فعل

  • خرامیدنxarâmidanخُرامیدَن[xæ.ɹɒː.miː.d̪æn]تأییدنشده

دستور زبانِ umhergehen

فعل

تلفظ
[ʊmˈheːɐ̯ˌɡeːən]
همهٔ صورت‌ها
  • umhergegangenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • umhergehenمعلوم، مصدر، حال
  • umherzugehenمعلوم، extended، مصدر
  • umhergehendمعلوم، participle، حال
  • umhergegangenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • geh umherمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gehe umherمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • geht umherمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • gehe umherمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • gehe umherمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • umhergeheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • umhergeheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • gehst umherمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gehest umherمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • umhergehstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • umhergehestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • geht umherمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • gehe umherمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • umhergehtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • umhergeheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • gehen umherمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • gehen umherمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • umhergehenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • umhergehenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • geht umherمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • gehet umherمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • umhergehtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • umhergehetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • gehen umherمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • gehen umherمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • umhergehenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • umhergehenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ging umherمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • ginge umherمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • umhergingمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • umhergingeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • gingst umherمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • gingest umherمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • umhergingstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • umhergingestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • ging umherمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • ginge umherمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • umhergingمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • umhergingeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • gingen umherمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • gingen umherمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • umhergingenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • umhergingenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • gingt umherمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • ginget umherمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • umhergingtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • umhergingetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • gingen umherمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • gingen umherمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • umhergingenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • umhergingenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها