رفتن به محتواکندن
تأییدنشده
kandan[kʰʲæn̪.d̪ǽn]
umgraben فعل
فعل
- کندنkandanکَندَن[kʰʲæn̪.d̪ǽn]تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- خاک را زیر و رو کردنخاک را زیر و رو کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ umgraben
فعل
- تلفظ
- [ˈʊmˌɡʁaːbn̩]
همهٔ صورتها
- umgegrabenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- umzugrabenمعلوم، extended، مصدر
- umgrabendمعلوم، participle، حال
- umgegrabenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- umzugrabendergerundive، participle
- grab umمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- grabe umمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- grabt umمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- grabe umمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- grabe umمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- umgrabeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- umgrabeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- gräbst umمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- grabest umمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- umgräbstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- umgrabestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- gräbt umمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- grabe umمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- umgräbtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- umgrabeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- graben umمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- graben umمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- grabt umمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- grabet umمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- umgrabtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- umgrabetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- graben umمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- graben umمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- grub umمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- grübe umمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- umgrubمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- umgrübeمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- grubst umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- grübest umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- grübst umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- umgrubstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- umgrübestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- umgrübstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- grub umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- grübe umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- umgrubمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- umgrübeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- gruben umمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- grüben umمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- umgrubenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- umgrübenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- grubt umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- grübet umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- grübt umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- umgrubtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- umgrübetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- umgrübtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- gruben umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- grüben umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- umgrubenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- umgrübenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- umzugrabendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
- umzugrabendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- umzugrabendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
- umzugrabendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
- umzugrabendegerundive، حالت نهادی، جمع
- umzugrabendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- umzugrabendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- umzugrabendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- umzugrabendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- umzugrabendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- umzugrabendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- umzugrabendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- umzugrabendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- umzugrabendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها