رفتن به محتوابه چیزی تغییر صورت دادن
تأییدنشده
umgestalten فعل
فعل
- به چیزی تغییر صورت دادنبه چیزی تَغییرِ صورَت دادَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- طرح را عوض کردنطَرح را عَوَض کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ umgestalten
فعل
- تلفظ
- [ˈʊmɡəˌʃtaltn̩]
همهٔ صورتها
- umgestaltetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- umzugestaltenمعلوم، extended، مصدر
- umgestaltendمعلوم، participle، حال
- umgestaltetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- umzugestaltendergerundive، participle
- umzugestaltendegerundive، participle
- gestalte umمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- gestalt umمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- gestaltet umمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- gestalte umمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- gestalte umمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- umgestalteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- umgestalteمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- gestaltest umمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- gestaltest umمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- umgestaltestمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- umgestaltestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- gestaltet umمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- gestalte umمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- umgestaltetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- umgestalteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- gestalten umمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- gestalten umمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- gestaltet umمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- gestaltet umمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- umgestaltetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- umgestaltetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- gestalten umمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- gestalten umمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- gestaltete umمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- gestaltete umمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- umgestalteteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- umgestalteteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- gestaltetest umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- gestaltetest umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- umgestaltetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- umgestaltetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- gestaltete umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- gestaltete umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- umgestalteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- umgestalteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- gestalteten umمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- gestalteten umمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- umgestaltetenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- umgestaltetenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- gestaltetet umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- gestaltetet umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- umgestaltetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- umgestaltetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- gestalteten umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- gestalteten umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- umgestaltetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- umgestaltetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- umzugestaltendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- umzugestaltendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- umzugestaltendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- umzugestaltendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- umzugestaltendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- umzugestaltendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- umzugestaltendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- umzugestaltendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- umzugestaltendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها