افتادن
تأییدنشده
oftâdan[ʔof.t̪ʰɒː.d̪ǽn][ʔæf.t̪ʰɒː.d̪ǽn]
umfallen فعل
فعل
- افتادنoftâdanاُفتادَن[ʔof.t̪ʰɒː.d̪ǽn][ʔæf.t̪ʰɒː.d̪ǽn]تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- سقوط کردنsoqut kardanسُقوط کَردَن[so.ʁuːt̪ʰ kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده
- زمین خوردنzamin xordanزَمین خوردَن[zæ.miːn xoɹ.d̪æn](to fall to the ground)تأییدنشده
دستور زبانِ umfallen
فعل
- تلفظ
- [ˈʊmˌfalən]
همهٔ صورتها
- umgefallenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- umzufallenمعلوم، extended، مصدر
- umfallendمعلوم، participle، حال
- umgefallenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- fall umمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- falle umمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- fallt umمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- falle umمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- falle umمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- umfalleمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- umfalleمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- fällst umمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- fallest umمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- umfällstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- umfallestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- fällt umمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- falle umمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- umfälltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- umfalleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- fallen umمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- fallen umمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- fallt umمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- fallet umمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- umfalltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- umfalletمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- fallen umمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- fallen umمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- fiel umمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- fiele umمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- umfielمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- umfieleمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- fielst umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- fielest umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- umfielstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- umfielestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- fiel umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- fiele umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- umfielمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- umfieleمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- fielen umمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- fielen umمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- umfielenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- umfielenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- fielt umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- fielet umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- umfieltمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- umfieletمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- fielen umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- fielen umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- umfielenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- umfielenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
مثالها
Das Gerüst ist wegen des Windes umgefallen.
داربست به علت باد فروریخت.
ترجمهٔ غیرمستقیم
منابع و ارجاعها
- ۱: Yorwba (de #12623955), cojiluc (fa #13493625), tatoeba.org
منابع و مجوزها