رفتن به محتواظلم کردن
تأییدنشده
tyrannisieren فعل
فعل
- ظلم کردنظُلم کَردَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- ستم کردنسِتَم کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ tyrannisieren
فعل
- تلفظ
- [tyʁaniˈziːʁən]
همهٔ صورتها
- tyrannisiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- tyrannisierenمعلوم، مصدر، حال
- tyrannisierendمعلوم، participle، حال
- tyrannisiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- tyrannisierمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- tyrannisiereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- tyrannisiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- tyrannisiereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- tyrannisiereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- tyrannisierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- tyrannisierestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- tyrannisiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- tyrannisiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- tyrannisierenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال
- tyrannisierenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- tyrannisiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- tyrannisieretمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- tyrannisierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سومشخص
- tyrannisierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- tyrannisierteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- tyrannisierteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- tyrannisiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- tyrannisiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- tyrannisierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- tyrannisierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- tyrannisiertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- tyrannisiertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- tyrannisiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- tyrannisiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- tyrannisiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- tyrannisiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها