فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

طبل زدن

تأییدنشده

trommeln فعل

فعل

  • طبل زدنطَبل زَدَنتأییدنشده

دستور زبانِ trommeln

فعل

تلفظ
[ˈtʁɔml̩n]
همهٔ صورت‌ها
  • getrommeltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • trommelndمعلوم، participle، حال
  • getrommeltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • trommleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • trommelمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • trommeleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • trommeltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • trommleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • trommelمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • trommeleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • trommeleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • trommleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • trommelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • trommelstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • trommlestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • trommeltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • trommeleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • trommleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • trommeltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • trommeltمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • trommletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • trommelteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • trommelteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • trommeltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • trommeltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • trommelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • trommelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • trommeltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • trommeltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • trommeltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • trommeltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • trommeltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • trommeltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها