فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

انتقال کردن

تأییدنشده

transferieren فعل

فعل

  • انتقال کردناِنتِقال کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ transferieren

فعل

تلفظ
[tʁansfəˈʁiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • transferiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • transferierendمعلوم، participle، حال
  • transferiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • transferierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • transferiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • transferiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • transferiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • transferiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • transferierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • transferierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • transferiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • transferiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • transferiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • transferieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • transferierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • transferierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • transferiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • transferiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • transferierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • transferierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • transferiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • transferiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • transferiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • transferiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • transferiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • transferiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها