فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بریدن

boridan[bo.ɹiː.d̪ǽn]

tranchieren فعل

فعل

  • بریدنboridanبُریدَن[bo.ɹiː.d̪ǽn](to cut meat)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تکسیم کردنتَکسیم کَردَنتأییدنشده
  • تیکه تیکه کردنتیکه تیکه کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ tranchieren

فعل

تلفظ
[ˌtʁɑ̃ˈʃiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • tranchiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • tranchierendمعلوم، participle، حال
  • tranchiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • tranchierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • tranchiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • tranchiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • tranchiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • tranchiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • tranchierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • tranchierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • tranchiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • tranchiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • tranchiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • tranchieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • tranchierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • tranchierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • tranchiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • tranchiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • tranchierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • tranchierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • tranchiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • tranchiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • tranchiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • tranchiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • tranchiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • tranchiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها