رفتن به محتوابریدن
boridan[bo.ɹiː.d̪ǽn]
tranchieren فعل
فعل
- بریدنboridanبُریدَن[bo.ɹiː.d̪ǽn](to cut meat)
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- تکسیم کردنتَکسیم کَردَنتأییدنشده
- تیکه تیکه کردنتیکه تیکه کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ tranchieren
فعل
- تلفظ
- [ˌtʁɑ̃ˈʃiːʁən]
همهٔ صورتها
- tranchiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- tranchierendمعلوم، participle، حال
- tranchiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- tranchierمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- tranchiereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- tranchiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- tranchiereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- tranchiereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- tranchierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- tranchierestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- tranchiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- tranchiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- tranchiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- tranchieretمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- tranchierteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- tranchierteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- tranchiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- tranchiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- tranchierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- tranchierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- tranchiertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- tranchiertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- tranchiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- tranchiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- tranchiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- tranchiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها