فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بردن

bordan[boɹ.d̪ǽn]

tragen فعل

فعل

  • بردنbordanبُردَن[boɹ.d̪ǽn](to carry)(to transport by lifting)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • حمل کردنhaml kardanحَمل کَردَن[hǽml̥ kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده
  • پوشیدنpušidanپوشیدَن[pʰuː.ʃiː.d̪ǽn](to have on (clothes or accessories))تأییدنشده

دستور زبانِ tragen

فعل

تلفظ
[ˈtʁaːɡn̩], [ˈtʁaːɡŋ̍]
همهٔ صورت‌ها
  • getragenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • tragendمعلوم، participle، حال
  • getragenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • tragمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • trageمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • tragtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • trageمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • trageمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • trägstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • tragestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • trägtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • trageمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • tragtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • tragetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • trugمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • trügeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • trugstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • trügestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • trügstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • trugمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • trügeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • trugenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • trügenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • trugtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • trügetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • trügtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • trugenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • trügenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Jede Seele trägt unsichtbare Flügel.

هر روح بال دارد.

Wenn du Freude in deinem Herzen trägst, kannst du jeden Moment verzaubern.

وقتی شادمانی را در قلبت حمل کنی، در هر لحظه می‌توانی جادو کنی.

Verantwortung kann nicht geteilt, aber gemeinsam getragen werden.

مسئولیت نمی‌تواند تقسیم شود، بلکه باید مشترکا به عهده گرفته شود.

Man soll nie zuschauen. Man soll mittun, Zeuge sein und Verantwortung tragen.

نباید هرگز تماشا کرد. باید با هم تقسیم کار کرد، شاهد بود و مسئولیت پذیرفت.

Mir gefällt der Geruch des Parfums nicht, das Maria heute trägt.

من از بوی عطری که ماریا امروز زده خوشم نمیاد.

Sie trägt Perücke.

او کلاه گیس می‌پوشد.

Fliege nicht höher, als dich deine Flügel tragen.

بالاتر از تحمل بالهایت پرواز نکن.

Das Ende muß die Last tragen.

آخرین نفر باید بار را حمل کند.

Trage einen Schutzhelm, wenn du Motorrad fährst.

هنگامی که یک موتور می‌رانی، یک کلاه ایمنی بپوش.

Wer jeden Tag eine Maske trägt, braucht eine neue, um er selbst zu sein.

کسی که هر روز یک صورتک می‌پوشد، به یک صورتک جدید احتیاج دارد تا خودش باشد.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #6389852), cojiluc (fa #8162701), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #8118458), cojiluc (fa #12732688), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #10230513), cojiluc (fa #10765089), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #2806283), cojiluc (fa #13122216), tatoeba.org
  5. ۵: Pfirsichbaeumchen (de #3012908), Suroosh (fa #10119997), tatoeba.org
  6. ۶: raggione (de #5965126), cojiluc (fa #11454138), tatoeba.org
  7. ۷: Esperantostern (de #5344082), cojiluc (fa #7298753), tatoeba.org
  8. ۸: Esperantostern (de #1972652), cojiluc (fa #8137234), tatoeba.org
  9. ۹: Esperantostern (de #5344086), cojiluc (fa #10743256), tatoeba.org
  10. ۱۰: Esperantostern (de #1087152), cojiluc (fa #8265720), tatoeba.org
منابع و مجوزها