رفتن به محتواداد و قال کردن
تأییدنشده
toben فعل
فعل
- داد و قال کردنداد و قال کَردَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
دستور زبانِ toben
فعل
- تلفظ
- [ˈtoːbn̩]
همهٔ صورتها
- getobtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- tobendمعلوم، participle، حال
- getobtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- tobمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- tobeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- tobtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- tobeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- tobeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- tobstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- tobestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- tobtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- tobeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- tobtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- tobetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- tobteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- tobteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- tobtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- tobtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- tobteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- tobteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- tobtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- tobtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- tobtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- tobtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- tobtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- tobtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
مثالها
er tobt vor Wut
او سگهار می شود
منابع و ارجاعها
- ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها