فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

داد و قال کردن

تأییدنشده

toben فعل

فعل

  • داد و قال کردنداد و قال کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • نوفیدننوفیدَنتأییدنشده

دستور زبانِ toben

فعل

تلفظ
[ˈtoːbn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • getobtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • tobendمعلوم، participle، حال
  • getobtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • tobمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • tobeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • tobtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • tobeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • tobeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • tobstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • tobestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • tobtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • tobeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • tobtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • tobetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • tobteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • tobteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • tobtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • tobtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • tobteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • tobteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • tobtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • tobtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • tobtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • tobtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • tobtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • tobtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

er tobt vor Wut

او سگهار می شود

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها