رفتن به محتوافعل
- تایپ کردنتایپ کَردَن(to enter characters into a computer using keyboard)(auf Schreibmaschine)
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- حدس زدنhads zadanحَدس زَدَن(vermuten)تأییدنشده
- قمار بازی کردنقُمار بازی کَردَن(z.B. Lotto)تأییدنشده
دستور زبانِ tippen
فعل
- تلفظ
- [ˈtɪpn̩], [ˈtɪpm̩]
همهٔ صورتها
- getipptparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- tippendمعلوم، participle، حال
- getipptparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- tippمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- tippeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- tipptمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- tippeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- tippeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- tippstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- tippestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- tipptمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- tippeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- tipptمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- tippetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- tippteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- tippteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- tipptestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- tipptestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- tippteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- tippteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- tipptenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- tipptenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- tipptetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- tipptetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- tipptenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- tipptenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها