فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تایپ کردن

tippen فعل

فعل

  • تایپ کردنتایپ کَردَن(to enter characters into a computer using keyboard)(auf Schreibmaschine)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • حدس زدنhads zadanحَدس زَدَن(vermuten)تأییدنشده
  • قمار بازی کردنقُمار بازی کَردَن(z.B. Lotto)تأییدنشده

دستور زبانِ tippen

فعل

تلفظ
[ˈtɪpn̩], [ˈtɪpm̩]
همهٔ صورت‌ها
  • getipptparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • tippendمعلوم، participle، حال
  • getipptparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • tippمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • tippeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • tipptمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • tippeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • tippeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • tippstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • tippestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • tipptمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • tippeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • tipptمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • tippetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • tippteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • tippteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • tipptestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • tipptestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • tippteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • tippteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • tipptenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • tipptenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • tipptetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • tipptetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • tipptenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • tipptenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها