رفتن به محتواآزمودن
تأییدنشده
âzmudan[ʔɒːz.muː.d̪ǽn]
testen فعل
فعل
- آزمودنâzmudanآزمودَن[ʔɒːz.muː.d̪ǽn](to put to test)(to make an experiment)تأییدنشده
دستور زبانِ testen
فعل
- تلفظ
- [ˈtɛstn̩]
همهٔ صورتها
- getestetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- testendمعلوم، participle، حال
- getestetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- testeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- testمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- testetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- testeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- testeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- testestمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- testestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- testetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- testeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- testetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- testetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- testeteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- testeteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- testetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- testetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- testeteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- testeteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- testetenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- testetenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- testetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- testetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- testetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- testetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
مثالها
seine Wirkung testen
شم عملش را می آزماید
منابع و ارجاعها
- ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها