فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تلفنی

تأییدنشده

telefoni[t̪ʰe.le.fo.níː]

telefonisch صفت

صفت

  • تلفنیtelefoniتِلِفُنی[t̪ʰe.le.fo.níː]تأییدنشده

دستور زبانِ telefonisch

صفت

تلفظ
[teləˈfoːnɪʃ]
همهٔ صورت‌ها
  • telefonischصفت مطلق
  • telefonischerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • telefonischeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • telefonischesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • telefonischeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • telefonischenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • telefonischerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • telefonischenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • telefonischerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • telefonischemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • telefonischerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • telefonischemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • telefonischenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • telefonischenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • telefonischeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • telefonischesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • telefonischeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • telefonischeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • telefonischeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • telefonischeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • telefonischenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • telefonischenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • telefonischenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • telefonischenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • telefonischenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • telefonischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • telefonischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • telefonischenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • telefonischenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • telefonischenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • telefonischeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • telefonischeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • telefonischenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • telefonischerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • telefonischeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • telefonischesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • telefonischenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • telefonischenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • telefonischenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • telefonischenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • telefonischenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • telefonischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • telefonischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • telefonischenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • telefonischenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • telefonischenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • telefonischeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • telefonischesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • telefonischenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق

مثال‌ها

telefonisch eine Pizza bestellen

تلفنی یک پیتزا سفارش دادن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها