فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بخشیدن

تأییدنشده

baxšidan[bæx.ʃiː.d̪ǽn]

teilen فعل

فعل

  • بخشیدنbaxšidanبَخشیدَن[bæx.ʃiː.d̪ǽn](divide up; share by dividing)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تقسیم کردنtaqsim kardanتَقسیم کَردَنتأییدنشده
  • منقسم کردنمُنقَسِم کَردَنتأییدنشده
  • متفرق کردنمُتَفَرِق کَردَنتأییدنشده
  • قسمیدن(split into two or more parts)تأییدنشده

دستور زبانِ teilen

فعل

تلفظ
[ˈtaɪ̯lən]
همهٔ صورت‌ها
  • geteiltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • teilendمعلوم، participle، حال
  • geteiltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • teilمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • teileمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • teiltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • teileمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • teileمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • teilstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • teilestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • teiltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • teileمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • teiltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • teiletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • teilteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • teilteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • teiltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • teiltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • teilteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • teilteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • teiltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • teiltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • teiltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • teiltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • teiltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • teiltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Lass uns das letzte Brot brüderlich teilen.

بگذار آخرین نان را برادرانه قسمت کنیم.

Verantwortung kann nicht geteilt, aber gemeinsam getragen werden.

مسئولیت نمی‌تواند تقسیم شود، بلکه باید مشترکا به عهده گرفته شود.

Wir teilten den Gewinn gleichmäßig auf.

ما سود را به طور برابر تقسیم کردیم.

Freundschaft - das sind zwei Herzen, die sich eine Last teilen.

دوستی یعنی دو قلب که شریک یک بار هستند.

Ich teile meinen Humor mit niemandem. Dafür ist er viel zu kostbar!

من شوخ‌طبعی‌ام را با هیچکس تقسیم نمی‌کنم. زیرا پرهزینه است!

Die Welt ist in zwei Lager geteilt.

دنیا به دو بستر تقسیم شده است.

Wir nehmen an der Beerdigung teil.

ما در تدفین شرکت می‌کنیم.

Das Glück ist das einzige, was sich verdoppelt, wenn man es teilt.

خوشبختی تنها چیزی است که وقتی تقسیم می‌شود دو برابر می‌شود.

Wir nahmen an der Versammlung teil.

ما در انجمن شرکت کردیم.

Die Wahrheit ist eine gedachte Linie, die den Irrtum in zwei Teile teilt.

حقیقت یک خط فرضی است که خطا را به دو بخش تقسیم می‌کند.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1238346), cojiluc (fa #8142697), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #10230513), cojiluc (fa #10765089), tatoeba.org
  3. ۳: GaryGaryGary (de #9848147), cojiluc (fa #9865146), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #1895151), cojiluc (fa #8137246), tatoeba.org
  5. ۵: MUIRIEL (de #1116903), cojiluc (fa #7575398), tatoeba.org
  6. ۶: samueldora (de #1654717), cojiluc (fa #8145390), tatoeba.org
  7. ۷: Haehnchenpaella (de #1103352), cojiluc (fa #7095920), tatoeba.org
  8. ۸: Esperantostern (de #1813850), cojiluc (fa #12731614), tatoeba.org
  9. ۹: Esperantostern (de #2094700), cojiluc (fa #8135247), tatoeba.org
  10. ۱۰: Esperantostern (de #2489213), cojiluc (fa #12690710), tatoeba.org
منابع و مجوزها