رفتن به محتواتعمید کردن
تأییدنشده
taufen فعل
فعل
- تعمید کردن(to perform the Christian sacrament of baptism)تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- کسی را غسل تعمید دادنکِسی را غُسلِ تَعمید دادَنتأییدنشده
- نامیدنnâmidanنامیدَن[nɒː.miː.d̪ǽn](to give a name to)تأییدنشده
دستور زبانِ taufen
فعل
- تلفظ
- [ˈtaʊ̯fn̩]
همهٔ صورتها
- getauftparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- taufendمعلوم، participle، حال
- getauftparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- taufمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- taufeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- tauftمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- taufeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- taufeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- taufstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- taufestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- tauftمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- taufeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- tauftمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- taufetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- taufteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- taufteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- tauftestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- tauftestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- taufteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- taufteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- tauftenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- tauftenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- tauftetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- tauftetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- tauftenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- tauftenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها