فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

آب شدن

تأییدنشده

tauen فعل

فعل

  • آب شدنآب شُدَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تابیدنtâbidanتابیدَن[t̪ʰɒː.biː.d̪æn]تأییدنشده

دستور زبانِ tauen

فعل

تلفظ
[ˈtaʊ̯ən]
همهٔ صورت‌ها
  • getautparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • tauendمعلوم، participle، حال
  • getautparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • tauمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • taueمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • tautمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • taueمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • taueمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • taustمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • tauestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • tautمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • taueمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • tautمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • tauetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • tauteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • tauteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • tautestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • tautestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • tauteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • tauteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • tautenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • tautenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • tautetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • tautetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • tautenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • tautenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Das Eis taut ab.

یخ آب می‌شود.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #1662957), cojiluc (fa #6854605), tatoeba.org
منابع و مجوزها