رفتن به محتوابی حس شدن
تأییدنشده
taub werden عبارت
عبارت
- بی حس شدنبی حِس شُدَن(Körperteile)تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- خواب رفتنxâb raftanخواب رَفتَن(Körperteile)تأییدنشده
- کرخ شدنکِرِخ شُدَن(Körperteile)تأییدنشده
دستور زبانِ taub werden
عبارت
منابع و ارجاعها